خاطرات تامپسون گیتاریست بریتانیایی دوباره دوران طلایی راک را مرور می کند


در سال 1968 ، هنگامی که سال “Hey Jude” به جدول رسید ، ریچارد تامپسون دعوت نامه تولد پل مک کارتنی را رد کرد.

در موارد دیگر در طول سالها ، تامپسون صحنه را با جیمی هندریکس به اشتراک گذاشت. او همچنین با باک اونز شوخی کرد.

اینها برخی از حقایق سرگرم کننده ای است که در خاطرات جدید تامپسون ، Beeswing: Losing My Way and Finding My Voice 1967-1975 یافت شده است. گیتاریست و ترانه سرا و خواننده انگلیسی ، که مدت ها پیرو کوچک اما متقی داشت ، در حال بازنگری در نقش خود به عنوان یک ناظر و شرکت کننده در دوره بعدی موسیقی راک.

وی در مصاحبه ای در خانه خود در مونکلر ، نیوجرسی گفت: “من مدتی فکر کردم که آیا قادر به نوشتن چیزی غیر از یک آهنگ سه دقیقه ای هستم؟”

تامپسون 72 ساله می گوید که از نوشتن اولین کتاب خود که سه سال به طول انجامید لذت برده است. او ترجیح داد تا حدی قسمتهای اولیه زندگی حرفه ای خود را متمرکز کند زیرا اغلب از او در مورد دهه 60 و 70 سال می شد.

او می گوید: “به نظر می رسد که یک دهه موسیقی تأثیرگذار بوده است و شما هنوز هم می توانید انعکاس آن را احساس کنید.” “مردم هنوز نسبت به برخی از چهره های موسیقی افسانه ای آن زمان هیبت دارند.”

بسیاری از این نام ها در Beeswing وجود دارد ، همچنین عنوان یک آهنگ تامپسون است که دوران را در بر می گیرد.

وی عضوی از گروه پیشگام کنوانسیون فیرپورت بود که راک را به سنت قومی انگلیس و فولکلور انگلیس را به سنگ تبدیل کرد. مشارکت موسیقی بعدی او با همسر اول خود ، لیندا ، آهنگ های عالی را ایجاد کرد که اساس کار انفرادی تامپسون را تشکیل داد ، از جمله “Shoot Out the Lights” و “Wall of Death”.

تامپسون وقتی از او س whyال شد که چرا دعوت مک کارتنی را رد کرد ، می خندد.

تامپسون گفت: “من بیتلز و استونز را به عنوان یک نسل قدیمی تر – هر پنج یا شش سال بزرگتر از ما – می دیدم و برای نوع موسیقی که انجام می دادم خیلی مناسب نیست.” غزل سرایان در آن زمان. داشتم به جشن تولد جانی میچل می رفتم.

“من یک دزد موسیقی واقعی بودم. من باید خودم را بخاطر آن ببخشم. اگر او در دهه 80 از من دعوت می کرد ، قطعاً می رفتم. “

شوخ طبعی تامسون در حین Beeswing مشهود است ، به ویژه در روایت او از اولین تور Fairport در ایالات متحده. در یک زمان ، اعضای گروه در یک کابین مجاور در یک کافه فرودگاه دیترویت توسط چند مرد به عنوان هیپی های مو بلند مسح شدند.

معلوم شد که اوونز و گروه موسیقی او از موسیقی کشور بودند ، بنابراین تامپسون خود را به عنوان یک طرفدار بزرگ معرفی کرد و درخواست امضا کرد.

طبق کتاب ، اوونز با تعجب پاسخ داد: “خوب … اوه … من … خوب … مطمئنا”

بعضي مواقع بود كه هندريكس در لندن با شغلي سريع و سريع به Fairport در صحنه پيوست.

تامپسون گفت: “کمی ترسناک است.” “حتی در سال 67 ، او در لندن به عنوان یک گیتاریست واقعا عالی شناخته شده بود ، این مبتکر واقعا جالب که تقریباً همه گیتاریست های شهر را وحشت زده کرد – از جمله اریک (کلاپتون) و جف (بک) و کل گروه.

“او بهترین مرد بود. وقتی با ما بازی کرد خیلی زرق و برق نداشت. به نظر می رسید که او می خواهد در گروه قرار بگیرد ، که به نظر من واقعاً لذت بخش بود. “

کتی پوری ، سردبیر آمریکایی تامپسون در کتابهای Algonquin Books ، می گوید که وی صدای متمایزی پیدا کرده است که هنگام استفاده از جزئیات واضح ترانه سرایی ، خاطرات می نویسد.

پوری گفت: “او تازه نمی فهمید زندگی اش چقدر جذاب است.” ما می گفتیم ، “در مورد کودکی خود بیشتر به ما بگویید” ، و سپس او تمام این جزئیات شگفت انگیز را ارائه می دهد.

“من بسیار پرحرف هستم ، اما بسیار احساساتی نیز هستم. او این احساس را داشت که نشسته است و از این دوره از زندگی خود برایم می گوید. “

تامپسون صریحاً در مورد تلاش های معنوی که او را به سمت تصوف سوق داد و همچنین روابطش با خانواده ، هم تیمی ها و لیندا می نویسد. این زوج قبل از جدایی سخت در سال 1982 صاحب سه فرزند از جمله نوازندگان موسیقی تدی و کامی تامپسون شدند.

تامپسون گفت ، آنها اکنون شرایط خوبی دارند.

او می گوید: “شاید در 15 سال گذشته عالی بوده است.” “او چیزهای مختلفی را که نیاز به بخشش داشت ، به من بخشید و ما با هم خوب کنار می آییم.”

تامپسون در مورد مرحوم سندی ، خواننده آواز Fairport ، طولانی نوشت و از او به عنوان یک بسته بحث انگیز فوق العاده با استعداد یاد کرد. “Beeswing” همچنین اطلاعات تکان دهنده ای در مورد سقوط مینی بوس توریستی Fairground 1969 که منجر به کشته شدن دوست دختر تامپسون ، جانی فرانکلین و درامر گروه ، مارتین لامبل شد ، ارائه می دهد.

تامپسون گفت: “من هرگز این همه جزئیات را در مورد آن وارد نکردم.” “آن زمان ما مورد توجه قرار گرفتیم.

“سخت ترین کار ساخت کتاب صوتی و تلاش برای خواندن این بخش بود. واقعاً سخت بود. مجبور شدم مرتباً بایستم و بکشم. اما واقعاً فکر می کنم این حادثه درباره اتفاقات یک یا دو سال بعد برای همه افراد درگیر خیلی چیزها را توضیح دهد. “

خوشبختانه ، بیش از پنج دهه بعد ، تامپسون هنوز قوی است و در پایان کتاب خبرهای خوبی را به هواداران می دهد: او قصد دارد تا زمانی که می تواند به ساخت موسیقی ادامه دهد.

او هنوز هم آلبوم های تحسین شده را با مواد اصلی منتشر می کند و در حالی که همه گیری تمام شده ، او مشتاق است که برنامه شلوغ تورهای خود را از سر بگیرد ، با شوخی گفت که برای تغییر شغلش خیلی دیر است.

در مورد کتاب ها ، او شک دارد که جلد دوم زندگینامه او وجود داشته باشد.

او می گوید: “مقدار مشخصی از تکرار خزنده است.” “من نمی خواستم مال من این راه را فشار بدهم و با گذشت زمان خسته کننده تر شوم. به همین دلیل در اواسط 20 سالگی آن را متوقف کردم.

“ممکن است نوعی کتاب دیگری باشد که در آن بیشتر درباره موسیقی یا ترانه سرایی یا یک رمان بنویسید. یا داستان پلیسی. “


منبع: windows-edu.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>