راش لیمبو ، پادشاه رادیو و معمار جناح راست ، درگذشت


راش لیمبو را یک حقیقت یاب ، یک دکتر دموکراسی ، یک عاشق بشریت ، یک انسان بسیار خوب و یک توپ بی خطر می نامند ، که توسط لژیون پیروان خود عنوان می شود که در یک مراسم روزمره از ایستگاه های رادیویی آنها رونق می گیرد.

برای کسانی که از او متنفر بودند ، اسامی که او صدا می زد غالباً قابل چاپ نبود.

طبیعت لیمبو ، که در روز چهارشنبه در 70 سالگی بر اثر سرطان ریه درگذشت ، چنین بود: از طرفداران با ارزش به عنوان صدای محافظه کاری ، که توسط منتقدان بدترین جناح راست افراطی سیاست آمریکا ربوده شد.

او تا انتها تقسیم شد ، اما این امر چیزی از اهمیت وی به عنوان نیروی مسلط رادیوی فعلی ، یکی از تأثیرگذارترین صداها در سیاست جمهوری خواه و معمار راست مدرن ، کم نکرد.

لیمبو بدون تردید محافظه کار ، مغرضانه وحشیانه ، خودبافته و بزرگتر از زندگی ، در طول ربع قرن گذشته شنوندگان را با اظهار نظرهای کنایه آمیز سیاسی نادرست ، جلب کرده است. او خود را یک هنرمند می خواند ، اما با پخش سه ساعته رادیویی هفتگی رادیو از نزدیک به 600 ایستگاه ایالات متحده و تعداد زیادی از مخاطبان میلیونی که با هر کلمه او آویزان هستند ، رسوایی های لیمبو گفتگوی سیاسی ملی را شکل می دهد ، دیدگاه جمهوری خواهان میانه و جهت حزب.

او با شوخ طبعی ، احساس تئاتر بودن و صدای پخش شده خود مردم را به خود جلب می کرد و طرحی را برای آنچه که او به عنوان طرح بزرگ مخالفت می دید به شنوندگان ارائه داد. و او این کار را با چنان اطمینان بی دریغ انجام داد ، پیروان او سخنان او را به عنوان یک حقیقت مقدس شنیدند.

“من می خواهم مردم را با ایده قانع کنم. من به فکر قدرت خود نیستم. “او به نویسنده Zev Shafets در کتاب 2010 خود با نام Rush Limbau: An Army of One گفت. “اما من در قلب و روح خود می دانم که به موتور فکری جنبش محافظه کار تبدیل شده ام.”

لیمبو عنوان “خطرناکترین مرد آمریکا” را به عنوان نشان افتخار به خود گرفت و خود را “رهبر آمریکا” خواند. اما ارزیابی او از کسانی که با آنها مخالف بود تقریباً خیرخواهانه بود.

او آنها را کمونیست ، واکو ، فمینیست ، فاجعه و رادیکال خواند. و از هیچ یک دریغ نمی کرد.

وقتی بازیگر مایکل جی فاکس ، که از بیماری پارکینسون رنج می برد ، در تبلیغات تجاری دموکرات ها ظاهر شد و لیمبو او و لرزش را مسخره کرد. وقتی واشنگتن از خودکشی افراد بی خانمان حمایت می کند ، او یک سری شوخی را تحریک می کند. همانطور که در دهه 1980 اپیدمی ایدز بیداد می کرد ، این مرد در حال مرگ را روی پاهای خود قرار داد.

از نظر وی ، چلسی کلینتون 12 ساله یک “سگ” بود.

وقتی صحبت از حقوق تولید مثل شد ، او فقط درمورد زندگی موضعی بیان نکرد ، وی اظهار داشت که ایدئولوژی دموکراتیک در دوران کتاب مقدس منجر به سقط جنین عیسی مسیح می شود. هنگامی که یک زن بازیکنان لاکراس را در دانشگاه دوک متهم به تجاوز به عنف کرد ، او را به عنوان “هو” مورد تمسخر قرار دادند ، و هنگامی که یک دانشجوی حقوق در دانشگاه جورج تاون در مورد حمایت از پوشش گسترده پیشگیری از بارداری صحبت کرد ، او را به عنوان “شلخته” اخراج کردند.

هنگامی که باراک اوباما در سال 2008 با وجود همه هشدارهای لیمبو به ریاست جمهوری دست یافت ، نه تنها ابراز تأسف کرد ، بلکه گفت: “امیدوارم که شکست بخورد.” پایان دادن به خشونت ، مقایسه شورشیان با انقلابیون آمریکایی.

وی روز بعد از قیام گفت: “بسیاری از افراد خواهان پایان دادن به خشونت هستند … كه می گویند هرگونه خشونت یا پرخاشگری ، صرف نظر از شرایط ، غیرقابل قبول است.” “خوشحالم سام آدامز … توماس پین … پسران در مهمانی چای … مردان لکسینگتون و کنکورد چنین احساسی نداشتند. “

با وجود تمام جنجال های تجسم ، وی همچنان سلطان حزب جمهوری اسلامی بود.

بت او ، رونالد ریگان ، نامه تقدیر نامه ای نوشت ، که لیمبا با افتخار در سال 1992 روی آنتن خواند: “شما به صدای محافظه کاری شماره یک تبدیل شدید”. که GOP او را به عضو افتخاری کلاس جدید تبدیل می کند.

در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال 2016 ، لیمبو گفت که او در اوایل فهمید که ترامپ نامزد خواهد شد و پیوند عمیق نامزد با طرفداران خود را به پیوند خود تشبیه کرد. ترامپ ، به نوبه خود ، لیمباخ را ستود و در سخنرانی سال گذشته خود در مورد وضعیت اتحادیه ، به اپراتور تلویزیون مدال ریاست جمهوری برای آزادی ، بالاترین افتخار مدنی در کشور اعطا کرد.

خواندن
10 کتاب صوتی برتر در Audible.com

همزمان با انتشار خبر مرگ لیمبو ، ترامپ با تمجید از مردی که او “افسانه” می دانست به عنوان ادای احترامی که از طرف همه راست آمریکایی ها ریخته شد ، به کانال فاکس نیوز مراجعه کرد.

آن کولتر اعلام کرد: “فوق العاده جدید در محافظه کاری آمریکا”.

لیمبو به افرادی مانند شان هانیتی ، گلن بک و بیل اوریلی و تعداد بیشماری از افراد کمتر شناخته شده الهام بخشیده است تا رادیوهای محافظه کارانه رادیویی را در بازارهای خود ایجاد کنند. آنها همچنین دنبال کردند و مرزهای گفتگوی مدنی را گسترش دادند.

مارک بحث صریح ، که به رنگ خاکستری نیست و توسط لیمبو تبلیغ می شود ، از تلویزیون کابلی تا جلسات تالار شهر ، از بحث های سلامتی سیری ناپذیر تا تجمعات جنبش برای مهمانی های چای گسترش یافته است.

مارتین کاپلان ، استاد دانشگاه کالیفرنیای جنوبی و کارشناس عبور از سیاست و سرگرمی ، که از منتقدان مکرر لیمبو است ، گفت: “آنچه او انجام داد این بود که پارانویا و سخنان واقعاً ناپسند ، زننده و بیش از حد حزب گرایی را وارد جریان توده مردم کند.” . “نوع تضاد و تشریفاتی که مشخصه آن بود ، بلافاصله در همه جا قابل قبول شد.”

این انتقادات بارها و بارها در طول زندگی او طنین انداز شد ، اما به نظر می رسید لیمبو با تهیه لیستی رو به رشد از این دشمنان مارک دار ، مشکلاتی که گفته می شود مردم گمراه کننده هستند و دروغهایی که گفته می شود رسانه های اصلی در حال تغذیه هستند.

او همه اینها را به شنوندگان خود ارائه داد ، همانطور كه ​​در یك پخش در سال 1991 انجام داد ، كلی كه در اولین كتاب خود به نام آنچه راه باید باشد به شدت نقل كرد. در این نمایش ، در یک بخش نفس نفس ، او با بی خانمان ها ، بیماران ایدز ، انتقاد از کریستوفر کلمبوس ، کمک به اتحاد جماهیر شوروی ، کاندوم های مدرسه ، فعالان حقوق حیوانات ، چند فرهنگی ، شبکه امنیت اجتماعی و غیره مخالفت کرد.

اگرچه او اغلب سکوهای جمهوری خواهان را بهتر و سرگرم کننده تر از هر رهبر حزب پخش می کرد ، اما سخنگوی ناقصی بود. لیمبو یک میلیونر معتاد ، سیگاری و سیگاری بود که پیروان توده ای خود را با پیام خود ، نه مهربانی ، جذب می کرد.

او با زندگی شخصی شطرنجی آمد که بارها او را در تیتر روزنامه ها قرار داد. در سال 2003 ، لیمبو اعتیاد خود را به مسکن تشخیص داد و وارد توانبخشی شد. مقامات تحقیق درباره ادعای “خرید پزشك” را آغاز كردند و گفتند كه وی در طی شش ماه حداكثر 2000 قرص از چهار پزشك دریافت كرده بود اما سرانجام با دادستان ها به توافق رسید كه یك اتهام را رد كرد.

وی سه بار طلاق گرفت ، از ازدواج با راکسی ماکسین مک نیلی در 1977 ، میشل سیکستا در 1983 و مارتا فیتزجرالد در 1994. وی در سال 2010 در یک مراسم باشکوه با همسر چهارم خود ، کاترین راجرز ازدواج کرد. او فرزندی نداشت.

لیمبو غالباً از طریق اظهارنظرها و طرح هایی مانند “باراک جادوی جادو” ، ترانه ای که در او نشان می دهد اوباما “باعث می شود سفیدپوستان مقصر احساس خوبی داشته باشند” و این سیاستمدار “سیاه پوست است اما اصیل نیست” به تعصب و نژادپرستی صریح متهم شده است. . “این قبیل اظهارنظرها ، که منجر به رقابت می شود ، پیشنهاد لیمبو در سال 2009 برای تبدیل شدن به یکی از دارندگان سنت لوئیس رامز را رد کرد.

با این وجود پیام او کاملاً واضح و روشن بود.

کلید مونولوگ وی کوچک شمردن مداوم رسانه های جمعی است ، اگرچه قدرت او بیش از بسیاری از آنها در حال رشد است. او نسخه ای از اخبار را ارائه داد كه هضم آن آسان بود و در آن كشورش درست و صحیح بود و دیگران دروغگو بودند و می خواستند كشور را نابود كنند. او داستان هایی را به هم پیوند داد تا آنچه توطئه های پیچیده چپ را تشکیل می دهد ، به تصویر بکشد.

از نظر لیمبو ، مخالفان او به نیمه واقعیت ها ، تعصبات و دروغهای صریح اعتماد داشتند ، همان ترکیبی که دیگران می گویند فرمول جادویی او بود. وی در دومین کتاب پرفروش خود ، “نگاه کنید ، من به شما چنین گفتم” ، بحث سیاسی را که توسط رسانه های جمعی برانگیخته بود ، ستود ، به گونه ای که منتقدان به او گفتند که این در واقع عمل خود لیمبو است.

وی نوشت: دروغ به واقعیت تبدیل شده است. “دروغ واقعیت است.”

راش هادسون لیمبو سوم در 12 ژانویه سال 1951 در کیپ ژیراردو ، موروث ، از میلدرد آرمسترانگ سابق و راش لیمبو جونیور متولد شد ، که در جنگ جهانی دوم با هواپیماهای جنگنده پرواز می کردند و در خانه وکالت داشتند. زنگ زده ، همانطور که لیمبو جوان شناخته می شد ، بزرگ و خجالتی بود ، علاقه چندانی به مدرسه نداشت اما علاقه زیادی به پخش نداشت.

خواندن
کتاب پاپ فرانسیس به بررسی جورج فلوید ، یک شکاک ویروسی می پردازد

با ارائه بازی به بازی و ارائه تفسیر مداوم در مورد اخبار شب ، میزان صدا را در طول بازیهای St. Louis Cardinals کاهش می دهد. در دبیرستان او قبلاً در رادیو کار می کرد.

لیمبو به دلیل مجموعه ای از پخش های رادیویی از دانشگاه ایالتی میسوری جنوب شرقی دانشگاه را ترک کرد ، از زادگاه خود به مک کیزپورت ، پنسیلوانیا ، به پیتسبورگ و سپس به کانزاس سیتی ، MO. 40 ضربه برتر و چشمان چشمان شوخ طبعی و محافظه کاری او. اما او هرگز چیز زیر را که آرزو داشت برنده نکرد.

او اعتراف کرد که اغلب تمایل به دوست داشتن رانده می شود ، حتی اگر منبر او به اندازه عشق نفرت داشته باشد. “یکی از دلایل اولیه علاقه من به رادیو این بود که فکر می کردم باعث محبوبیت من خواهد شد. من می خواستم مورد توجه قرار بگیرم و دوست داشته باشم. “

وی چندین سال رادیو را رها کرد و از سال 1979 برای کار در دفتر جلوی کانزاس سیتی شروع به کار کرد ، اما سرانجام به پخش برنامه بازگشت ، دوباره در کانزاس سیتی و سپس در ساکرامنتو کالیفرنیا.

در کالیفرنیا بود ، در اوایل دهه 1980 ، وقتی لیمبو واقعاً وارد شد و مخاطبان خود را جمع کرد ، و نمایش هایی پر از کنایه پر از شهامت امضای خود را پخش کرد و لیبرال ها را سرقت کرد. نام صحنه از بین رفته بود. راش لیمبو روی آنتن بود و یک شخصیت عمومی متولد شد که اساساً برای میلیون ها نفر شناخته خواهد شد.

لیمبو پخش ملی برنامه خود را در سال 1988 از WABC در نیویورک آغاز کرد ، شنیده شده در چند بازار این کشور. اظهار نظر باشکوه او در مورد همه دانش ها به سرعت محبوبیت یافت ، اما لیمبو از پذیرش خود در نیویورک شوکه شد. وی معتقد بود که این حرکت به معنای استقبال افرادی مانند پیتر جنینگز ، تام بروکاو و دن رادر است. او اشتباه می کرد.

او می نویسد: “من به نیویورک آمدم ، و بلافاصله هیچ ، صفر شدم”.

در دهه 1990 ، او یک برنامه تلویزیونی در اواخر شب داشت که به دلیل ترس از پیام فراقش ، دارای رتبه بندی قابل توجهی اما تبلیغات ضعیف بود. وقتی او به مجری برنامه The Pat Sajk Show در سال 1990 پیوست ، هنگامی که اعضای تماشاگران او را نازی صدا می کردند و مرتباً فریاد می زدند ، برنامه را مختل می کردند ، احساساتی که می توانست ایجاد کند را نشان داد.

لیمبو سرانجام ایستگاه رادیویی خود را به پالم بیچ ، فلوریدا منتقل کرد و در آنجا یک عمارت بزرگ خریداری کرد. در سال 2008 ، او به نیویورک تایمز گفت که قرارداد هشت ساله او با شبکه های رادیویی پریمیر ، علاوه بر پاداش 9 رقمی امضای قرارداد ، تقریباً 38 میلیون دلار در سال برای او به همراه خواهد داشت. تا سال 2012 ، Premiere تخمین زد که هر هفته حداکثر 20 میلیون نفر پخش های او را می شنوند. Arbitron ، یک سازمان رتبه بندی رادیویی ، گفت که نمی تواند رقم را تأیید کند ، اما شکی نیست که کسی به دامنه یا تأثیر آن نزدیک شده است.

“وقتی راش می خواهد با آمریکا صحبت کند ، تنها کاری که باید بکند این است که میکروفن خود را برمی دارد. او فقط با صدای خود شنونده های بیشتری را به خود جلب می کند تا هر کس دیگری تصور کند “، بک در مقاله ای در سال 2009 برای مجله تایم نوشت. “او فقط در سطح دیگری است.”

نظرسنجی ها به طور مداوم نشان می دهد که لیمبو صدای حزب جمهوری خواه محسوب می شود. پیروان او ، که او آنها را “سرهای دیتو” می نامیدند ، حتی وقتی مورد حمله مخالفان قرار می گرفت یا با موانع شخصی خود روبرو می شدند ، در اشتیاق خود ثابت قدم بودند.

علیرغم همه انتقادهایی که از پیام خود دریافت کرد ، وی به دلیل قطعیت ارسال پیام تا حد زیادی موفق بود ، هرگز عقایدی را که غیر قابل انکار می دانست زیر سوال نبرد.

آیا شما نیمه شب بیدار می شوید و فقط فکر می کنید “من پر از گاز گرم هستم؟” دیوید لترمن در سال 1993 در نمایش دیرهنگام از او س askedال کرد.

وی در جواب گفت: “من نوکر بشر هستم.” “من بی وقفه در پی حقیقت هستم. در واقع ، من می نشینم و فکر می کنم آنقدر خوشحالم که فرصت دارم به مردم بگویم که واقعاً چه خبر است. “


منبع: windows-edu.ir

دیدگاهتان را بنویسید

hacklink al hd film izle php shell indir siber güvenlik türkçe anime izle Fethiye Escort android rat duşakabin fiyatları fud crypter hack forum bayan escort - vip elit escort lyft accident lawyer Yabancı Dizi İzlehtml nullednulled themesmobil ödeme nakitViagrabomb bonanza oynaboom city oynasugar rush oynamarmaris escortgünübirlik turlartropical tiki oynaPapaz BüyüsüDomuz Yağı Büyüsü