“مامور مول” به خانه سالمندان و هالیوود نفوذ می کند


نیویورک – مامور خال به یک خانه سالمندان در شیلی و قلب های بی شماری در سراسر جهان از جمله آکادمی فیلم نفوذ کرده است.

این مستند تشنج آور هشت پا که به عنوان جاسوس تازه کار استخدام شده است تا بررسی کند آیا مادر مشتری در این مرکز خشونت دیده است یا خیر ، این یکشنبه برای اسکار رقابت می کند ، اما کارگردان Maite Alberdi مرتباً شک داشت که این فیلم به اندازه کافی وجود دارد.

آلبردی که از یک طرف می ترسید شخصیت وی ، سرخیو چامی ، خسته شود و استعفا دهد ، یا اینکه کارمندان خانه متوجه شوند که او فقط یک مستاجر دیگر نیست ، گفت: “من فکر می کنم چالش اصلی این بود که ما به دنبال پوسته های تخم مرغ برویم.” همانطور که او به آنها گفته بود که او در واقع یک فیلم مستند در مورد زندگی افراد مسن نمی ساخت. مدیر چند روز قبل از چامی آمد و هر دو وانمود کردند که یکدیگر را نمی شناسند.

آلبردی 38 ساله اخیراً در مورد خطرات و چالش های این شلیک سه ماهه ، استفاده از شوخ طبعی برای مقابله با موضوعاتی مانند تنهایی و رها شدن در هنگام غروب با آسوشیتدپرس صحبت کرده و اینکه تجربه وی چه تاثیری بر او داشته است.

پاسخ ها برای اختصار و شفافیت ویرایش می شوند.

AP: ایده این مستند چگونه متولد شد؟

ALBERDY: این مسئله از مکانی دیگر ناشی شده است ، از قصد فیلمبرداری از یک کارآگاه خصوصی و تلاش برای درک اینکه چرا مردم تحقیق می کنند ، یک نفوذگر چه می کند ، زندگی یک عامل خال چگونه است. وقتی قضیه مربوط به محل اقامت را دیدم ، فهمیدم که این مکانی است که می توانم درباره موضوعات دیگر صحبت کنم و می توانم بدون اینکه تحقیقات کارآگاه را بکشم ، برای گرفتن عکس در خودم نفوذ کنم. چند هفته قبل از شروع ، مأموری که معمولاً با (رئیس کارآگاه) روملو آیتکن کار می کرد ، باسن خود را شکست ، بنابراین روملو تبلیغاتی را در روزنامه انجام داد.

AP: این فیلم مصاحبه روملو را با نامزدهای مختلف نشان می دهد. از کجا فهمیدی سرجیو یکی از این نقش هاست؟

ALBERDY: این عشق در نگاه اول بود. او را در اعماق درون خود دیدم ، عاشق شدم. چیزی با روده بود. او خودجوش ، جذاب ، بامزه ، باهوش بود ، مردی که در مورد احساسات صحبت می کرد – در اولین مصاحبه گفت که وی بیوه است ، و آنچه را که اتفاق می افتاد را گفت. او بلافاصله برجسته شد.

AP: بانویی که برای او استخدام شده است ، شخصیت بسیار مناسبی نیست. آیا از رسیدن به مطلبی که دنبالش بودید ناامید شدید یا بلافاصله متوجه شدید که داستان بزرگتری دارید؟

آلبردی: فکر می کنم وقتی ویرایش می کردم متوجه این موضوع شدم. من او را بسیار ضبط کردم و او همچنین از اهمیت زیادی برخوردار بود زیرا او مانند شخصیت زن مهلک ، مردی که مورد تحقیق قرار خواهد گرفت ، شخصیتی بود که از نظر دسیسه باید عالی بود. مجبور شدم آن را کاملاً در اتاق تدوین آزاد کنم ، چون در مجموعه من واقعاً وسواس داشتم از آن فیلم بگیرم.

آ.پ: برای ساخت این مستند مجبور بودید به کارمندان خانه سالمندان دروغ بگویید. احساس گناه کردی؟ چه موقع به آنها حقیقت را گفتید و چگونه واکنش نشان دادند؟

ALBERDY: من با این ایده که اتفاق بدی در آنجا رخ می دهد وارد عکاسی از مکان شدم و به نوعی خیال من راحت شد که این کار را برای یک هدف خوب انجام می دادم ، توجیه پذیر بود. اما وقتی فهمیدم که مکان خوب است ، از نظر اخلاقی سنگینی می کنم و مثل هم هستم ، در چه مرحله ای باید به آنها بگویم؟ در پایان ، ما تصمیم گرفتیم که با پایان فیلم حقیقت را به آنها بگوییم. آنها اولین کسانی بودند که او را دیدند و خوشحال شدند زیرا احساس کرد که به خوبی نماینده آنها است.

AP: بزرگترین چالشهایی که خارج از مسئله اخلاقی با آن روبرو شدید چه بود؟

آلبردی: همه اینها بسیار خطرناک بود. سرجیو روز اول رسید و وقتی به او گفتند که قرار است مستاجر دیگری شود و مردم را دید ، خواست که برود – این در فیلم نیست. بعداً ، وقتی دیدم که او با صدای بلند صحبت می کند ، گفتم: “خوب ، آنها می فهمند ، همه ما را پیدا می کنند.” سپس ، وقتی او با روملو جنگید ، فکر کردم ، “این همین است.” ثابت ، “من نمی دانم. این مرد تا کی دوام می آورد ، نمی دانم تا چه زمانی قادر به شلیک خواهم بود.”

AP: وقتی سرجیو می خواست آنجا را ترک کند ، چگونه با این شرایط کنار آمدید؟

ALBERDY: من نمی توانستم از پس خودم برآیم چون داخل آن بودم و باید مثل اینکه یکدیگر را نمی شناختیم رفتار کنیم ، بنابراین روملو و بچه هایش با او صحبت می کردند. سرجیو همیشه می گوید که پسرش با او در خانه سالمندان قهوه نوشیده و به او اطمینان می دهد: “شما یکی از آنها نخواهید شد زیرا به اینجا آمده اید تا کار کنید. شما به خانه باز خواهید گشت و با ما زندگی خواهید کرد. “در پایان ، این فرزندان او بودند که او را متقاعد کردند.

AP: چه شانس برای شما …

ALBERDY: بله ، کاملاً. من و روملو هر دو با بچه ها صحبت کردیم ، زیرا تصور کنید که چقدر دیوانه است برای پسری که پدرش ، تازه بیوه شده ، که تمام زندگی اش تاجر بوده و هرگز پلیس نشده است ، به او می گوید: ، من ‘ من می خواهم به مدت سه ماه به خانه سالمندان بروم زیرا امروز من یک کارآگاه خصوصی شدم و آنها نیز از من فیلم خواهند گرفت. “منظورم این است … بابا سرش را زد!” (می خندد)

AP: به همان اندازه که داستان تأثیرگذار است ، طنز غالب است. این برای شما مهم بود؟

ALBERDY: این در مورد زندگی است. زندگی می تواند بسیار سخت باشد و ما می توانیم غم و اندوه زیادی داشته باشیم ، اما شما هنوز هم می توانید بخندید. هیچ چیز سیاه و سفید نیست. سینمای ما به ژانرهای مشخص مانند درام و کمدی عادت کرده است. در اینجا احساسات تمام وقت با هم تلاقی دارند زیرا همه آنها در زندگی واقعی تلاقی می یابند.

AP: دیدن افراد مسن در فعالیت های روزمره ، مهمانی ها ، رویاهای عاشقانه ، از دست دادن حافظه ، حتی مرگ بسیار هیجان انگیز است. آیا لحظه ای وجود دارد که شما را مشخص کند؟

ALBERDY: صحنه ای وجود دارد که سرجیو به روبیرا (خانمی که حافظه خود را از دست می دهد و نگران به نظر می رسد) می گوید که گریه کند. او می گوید: “گریه کن” سپس اتفاقی برای من افتاد که گفتم: “خوب ، فیلم اینجاست و من یک تجربه دارم.” این چیزی است که فراتر از درد او است. این اعتماد و عشق است که بسیار عمیق است ، خیلی سریع … چشمانم را به عنوان یک کارگردان باز کرد. ما شاهد کسی هستیم که فقط به شرکت احتیاج دارد. من فکر می کنم همه ما می توانیم با آن ارتباط برقرار کنیم.

———

Sigal Ratner-Arias را در توییتر به آدرس https://twitter.com/sigalratner دنبال کنید.




منبع: windows-edu.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>