مرور: مایک نیکولز حماسه زندگی نامه ای است که زندگی هنری وی شایسته آن است


بیوگرافی جدید کارگردان مایک نیکولز حماسه ای است که زندگی هنری حماسی وی ، نویسنده آسوشیتدپرس داگلاس کی ، آن را فرا می خواند.

Mike Nichols: Life ، نوشته مارک هریس (مطبوعات پنگوئن)

الهام و استعداد همیشه با هم سفر نمی کنند. چه تعداد زن و مرد جوان ، که توسط تولیدات الیا کازان کارگردان برادوی در سال 1947 و مرگ یک فروشنده در سال 1949 برقی شده اند ، به موفقیت خود در هنرهای نمایشی دست یافته اند؟

کسی که این کار را انجام داد ، مایک نیکولز نوجوان بود که فعالیت حرفه ای او در تئاتر و فیلم با تحسین منتقدان و محبوبیت مردم کازان را رقابت می کرد. نیکولس بازدیدهایی چون “زوج عجیب” (1965) ، “چیز واقعی” (1984) و “هرزنامه” (2005) را در برادوی کارگردانی کرد و “فارغ التحصیل” (1967) و “قفس پرنده” (1996) را روی فیلم کارگردانی کرد. . وام از مایک نیکولز همیشه قلب را با انتظار تکان می داد.

مانند مایک نیکولز: زندگی ، زندگی نامه ای حماسی از زندگی حماسی خلاق. صفحه به صفحه ، مارك هریس ، نویسنده ، هنگام جستجوی خصوصیاتی كه از نیكولز به یك دوست متفكر و سخاوتمند و یك كارگردان دلگرم ، با بصیرت بدل می كند ، با جذابیتی كه توسط ناامنی و خودآموزی مخرب نرم می شود ، داستانی جذاب منتشر می كند.

از همان ابتدا ، نیکلز (1931-2014) یک شخص خارجی بود. وی در برلین از ایگور مایکل پسکوفسکی ، یهودی در آلمان هیتلر به دنیا آمد. یک واکنش آلرژیک او را مادام العمر بی مو کرد. در اوایل 8 ، هنگامی که قبل از جنگ به نیویورک گریخت ، متوجه شد که ایالات متحده مارک ضد یهودی خود را دارد. مرگ پدرش ، پزشک ، خانواده اش را در 13 سالگی به فقر فرو برد.

نیکلز یاد گرفت که زندگی را از حاشیه خانه مشاهده کند ، ویژگی ای که وقتی به تئاتر و کمدی بداهه علاقه مند شد ، به خوبی به او کمک کرد. مشارکت با الین می منجر به حضور در باشگاه و ضبط صدا ، تلویزیون و برادوی شد که باعث شد این دو نفره به یک احساس ملی تبدیل شوند.

اما کارگردانی جایی بود که نیکلز در مسافت های طولانی سرآمد بود. قدردانی او از رفتار انسان به وی اجازه داد داستان ها و نمایش ها را با نویسندگان و بازیگران اصلاح کند ، که هریس آن را “نوعی کار دانه ریز و مبتنی بر شخصیت که بیشتر از همه لذت می برد ، توصیف می کند.

دهه 1960 دهه نیکلز بود. او نیمی از دو نمایشنامه را در برادوی کارگردانی کرد – اولین “رئیس در پارک” بسیار مورد توجه قرار گرفت – و با اولین فیلم خود ، “چه کسی از ویرجینیا وولف می ترسد؟” به گیشه سینما رفت ، فیلم دوم او ، فارغ التحصیل ، برای او ثروت به ارمغان آورد ، همانطور که اسکار انجام داد. با آنها سه تونی و یک گرمی رفت.

دهه 1970 برای آدمی چیزی غیر از این بدست آورد که کمتر از این بدست آورد. فیلم “Carnal Knowledge” دردی از شکستهای بزرگ بودجه “Catch-22” را برطرف کرد ، اما پس از آن مزخرفات دیگر ، “روز دلفین” و “دولت” دنبال شد. نیکلز دوباره روی صحنه تمرکز کرد و فیلم داستانی دیگری را به مدت هفت سال کارگردانی نکرد تا اینکه “Silkwood” با بازی مریل استریپ او را دوباره به داخل حیاط آورد.

هریس با جزئیات توضیح می دهد که چگونه لمس نیکلز ، با تمام قدرت ، بهترین خلاقیت را در هر همکاری ایجاد می کند. بازیگران اغلب حکایتی شخصی داشتند که جنبه غیر منتظره یک شخصیت را نشان می داد. اما نیکولز می تواند ، همانطور که هریس می نویسد ، “سخت ، خورنده و تحقیرآمیز” باشد ، حتی سادیست باشد. او هنگام فیلمبرداری The Alumnus ، برای 15 صحنه برای صحنه ای که در آن به بازیگر داستین هافمن سیلی خورده اصرار داشت – و سرانجام لاله گوشش پاره شد. این نمایش همیشه در اولویت قرار دارد: وقتی فیلمی که توسط نیل سایمون در هفته های اول فیلمبرداری در دهه 1970 ظاهر شد ، نیکلز ستاره اشتباه خود رابرت دنیرو را اخراج کرد و در نهایت پروژه را تعطیل کرد.

نیکولز با بازیگران تحریک کننده یا یک تیم محدودیتی نداشت ، مهم نیست که چقدر خوب بودند. او جورج سی اسکات را در سه نمایشنامه و یک فیلم کارگردانی کرد ، که به استعداد انکار ناپذیر اسکات کشیده شد ، اما به دلیل اعتیاد به الکل مخرب او را لرزاند. این یک مورد سبک شخصی بود – هنگامی که او از اجرای “عمو وانیا” شکایت کرد ، اسکات به نیکولز گفت “به کلاه گیس خود سیلی بزن و الاغت را به تئاتر برسان” – این ارتباط آنها را خاتمه داد.

موفقیت ها و همچنین عدم موفقیت بر سلامتی نیکولز تأثیر گذاشت. با پول بیشتر غذا ، نوشیدنی و مواد مخدر بیشتر به ویژه کوکائین به دست آمد. او هدر دادن هنر ، اسبهای عرب و سایر چیزهای خوب غیرقابل تصور برای یک کودک فقیر بود. گاهی اوقات نیکلز یک فیلم یا نمایش را خیلی کمتر از حد معمول آماده می کرد و نتایج نشان می داد. نگه داشتن همه چیز افسردگی بود که می تواند او را از هر مشکل هنری پایین بیاورد.

با بستن دایره 80 ، نیکلز در سال 2012 کارگردانی رنسانس “مرگ یک فروشنده” را بر عهده گرفت و هشتمین و آخرین تونی خود را به دست آورد. کدام یک از این مخاطبان مشعلی را که نیکولز این همه سال به این شدت روشن سوزانده است ، حمل خواهند کرد؟

———

Douglas K. Daniel نویسنده کتاب آن بانکروفت: زندگی (انتشارات دانشگاه کنتاکی) است.


منبع: windows-edu.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>