[ad_1]

نیویورک – والتر برنشتاین ، فیلم نامه نویس ، از آخرین بازماندگان لیست سیاه ضد کمونیستی هالیوود که فیلمنامه The Front (جبهه) نامزد اسکار براساس سالها ناتوانی در کار با نام خودش است ، روز شنبه درگذشت. او 101 ساله بود.

به گفته همسرش ، عامل ادبی گلوریا لومیس ، علت آن ذات الریه بود.

خبرنگار نظامی جنگ جهانی دوم که در نیویورکر نیز منتشر شد ، برنشتاین در آغاز کار سینمایی به ظاهر امیدوارکننده ای بود که جنگ سرد و پارانویای ضد کمونیستی وی را در سال 1950 به لیست سیاه آورد ، سرنوشتی که زندگی او را نابود کرد. به بسیاری از همسالان خود و برخی را به خودکشی سوق داد. پیشنهادات شغلی برنشتاین لغو شد و دوستان قبلی صحبت با او را متوقف کردند. مأموران FBI به سطل آشغال او نگاه كردند ، درب منزل او حاضر شدند و بيرون او را دنبال كردند.

او در خاطرات خود در داخل بیرون ، چاپ سال 1996 نوشت: “من وقتی خانه ام را ترک کردم شروع به جستجوی اطراف کردم ، و در حالی که در خیابان قدم می زدم به بالای شانه هایم نگاه می کردم و آماده می شدم.” وقتی آمد ، و یک لحظه ناگهان مزه ترشی از ترس ایجاد می شود و سپس موجی از خشم ننگین ، نه نسبت به آنها ، بلکه نسبت به خودم که ترسیده ام. من هرگز نمی توانم از آنها عصبانی شوم. آنها فقط وظیفه خود را مانند تحویل شیر انجام دادند. “

بنیامین که نمی خواست نام کمونیست های مظنون کمونیست آمریکایی ، شیوه الیجا کازان و دیگران را که از تبعید در امان مانده بود ، به کمیته آمریکایی بدهد ، بنیامین کار را از طریق “جبهه ها” پیدا کرد ، افرادی که مایلند نام آنها را بگیرند (و مقداری از درآمد را بدست آورند ) برای فیلمنامه هایی که نوشت.

از جبهه های او می توان به همسر بازیگر اشاره کرد که امیدوار است به شوهرش کمک کند تا وارد سینما شود و دوست یکی از دوستانش ، مردی به نام لئو که عادت به حمایت از قمار را دارد. در همه زمان ها معلوم نبود که برنشتاین در چنین مجموعه تلویزیونی تلویزیونی CBS مانند درام جنایی “خطر” و “تو آنجا هستی” که توسط والتر کرونکیت سازماندهی شده و بازخوانی رویدادهای تاریخی از مهمانی چای بوستون گرفته تا مرگ کلئوپاترا.

در حالی که بسیاری از آنها فقط برای حمایت از اهداف چپ در لیست سیاه قرار گرفتند ، برنشتاین در واقع عضوی از حزب کمونیست آمریکا بود و تا سال 1956 ، هنگامی که اتحاد جماهیر شوروی به مجارستان حمله کرد و نخست وزیر شوروی ، نیکیتا خروشچف ، بسیاری از جنایات جوزف استالین ، که درگذشت. سه سال زودتر برنشتاین تصمیم خود را با “خیال راحت” به خاطر می آورد ، زیرا دیگر به جزم شوروی و “اندوه” برای افرادی كه همكاران آرمان گرا بودند پایبند نبود.

وی در خاطرات خود نوشت: “من حزب را ترك كرده بودم ، اما نه ایده سوسیالیسم ،” امكان سیستمی كه مبتنی بر نابرابری و استثمار نباشد.

لیست سیاه در اواخر دهه 1950 ضعیف شد و در سال 1959 با بازی این نوع زن با بازی سوفیا لورن برای برنشتاین پایان یافت. او به زودی در هفت با شکوه ، اقتباس هالیوودی از هفت سین سامورایی کلاسیک آکیرا کوروساوا و در یک فیلم در لیست A که به فاجعه ختم شد ، کار کرد ، شما باید چیزی بدهید. مریلین مونرو به عنوان یک بازمانده از غرق شدن کشتی انداخته شد و پس از گم شدن به نزد همسر و فرزندان خود بازگشت. اما مونرو غالباً در صحنه دیر یا غایب بود و در ژوئن 1962 اخراج شد. دو ماه بعد ، وی در اثر خودکشی آشکار مرده بود.

در دهه 1970 ، برنشتاین موفق شد از داستان خودش برای تحسین برانگیزترین پروژه وی ، “جبهه” استفاده کند ، با بازی وودی آلن به عنوان معاون لیست سیاه و دوست صفر موستل دوست برنشتاین ، که وی نیز در دهه 1950 از قدرت اخراج شد. برنشتاین در سال 1977 نامزد اسکار و جایزه انجمن نویسندگان آمریکا برای بهترین درام روی صفحه را دریافت کرد. تقریباً در همان زمان ، آلن به او نام بازیگری در آنی هال برنده اسکار داد.

از دیگر نوشته های وی می توان به کمدی فوتبال “نیمه سخت” برت رینولدز و فیلم هایی از دوستان قدیمی مانند مارتین ریت (“جبهه” ، “مولی مگوئر” ، داستانی درباره شورشیان معدنچی اشاره کرد) و سیدنی Lumet (“ایمن”). برنشتاین خودش کارگردانی Little Miss Marker ، چاپ 1980 ، بر اساس داستان Damon Runion بود.

در سال 1994 ، وی یک جایزه مادام العمر از شاخه شرقی انجمن فیلمنامه نویسان دریافت کرد. در دهه 1990 ، وی در دانشگاه نیویورک به تدریس فیلمنامه نویسی پرداخت و مشاور دانشکده فیلم موسسه ساندنس بود که توسط رابرت ردفورد تاسیس شد.

برنشتاین چهار بار ازدواج کرد که آخرین بار با لومیس ازدواج کرد و صاحب پنج فرزند شد. او در طول زندگی طولانی خود ، از مجموعه ای دوستانه و آشنا از الكترونیك های اروین شاو و شرلی جكسون گرفته تا ترانه سرا ، ایروینگ برلین و بازیگر بت دیویس ، كه برنشتاین از تعجب او تعجب كرد ، تحسین خود را از نوشته های كارل ماركس ابراز می كرد ، لذت می برد. وی آنها را “عالی ترین کتابها” خواند.

برنشتاین که از مهاجران یهودی اروپای شرقی تبریک می گوید ، در شهر نیویورک متولد و بزرگ شده است و از نوجوانی علاقه وافری به فیلم و سیاست پیدا کرده است. وی به عنوان لیسانس در کالج دارتموث ، فیلم های روزنامه دانشگاه را مرور می کرد تا اینکه به دلیل نان دادن خیال معروف «افق گمشده» در سال 1937 اخراج شد. در اوقات فراغت او مارکس و انگلس ، اشتاین بک و درایزر را می خواند و به دنبال فیلم های سرگئی آیزنشتاین و دیگر کارگردانان روسی است.

او نوشت: “کتاب ها سرم را باز کردند.” فیلم ها قلبم را باز کردند.

این در سال 1941 تدوین شد و بیشتر جنگ جهانی دوم را به عنوان گزارشگر نشریه ارتش یانك گذراند و اعزام هایی را از خاورمیانه ، سیسیل و یوگسلاوی ارسال كرد ، جایی كه وی اولین آمریكایی بود كه با رهبر دیرین جوزپ بروز تیتو مصاحبه می كرد. پس از جنگ ، در سال 1945 ، او به کارکنان نیویورکر پیوست و یک قرارداد 10 هفته ای با Columbia Pictures در هالیوود دریافت کرد. او 10 ماه در آنجا ماند ، آنقدر که مورد توجه مأموران دولت قرار گرفت و عشق او به فیلم ها را کشف کرد ، او با یادگیری نحوه خلق فیلم ها حواس او را پرت نکرد.

وی در خاطرات خود نوشت: “من به رمز و راز متعهد بودم ، در روند مقدس شركت كردم.” “ساخت فیلم مانند ساختن کلیسای جامع بود ، کار سخت و ماهرانه بسیاری از دست ها. بعد از پایان کار به او نگاه کردید و اگر برکت داشتید ، چارترس را دیدید. در غیر این صورت ، سنت پاتریک را در خیابان پنجم دیدید. هنوز کلیسای جامع بود. حتی به عنوان یک تازه کار ، هنوز هم می توانستم به آغوش تاریک غار وارد شده و به طرز مرموزی احساس رهایی کنم. “

[ad_2]

منبع: windows-edu.ir